اخبار هیئتاخبار ویژهکمیته حفظ محیط زیست کوهستانمحیط زیست کوهستان
یادداشت
ظرفیت برد چیست؟ متولی کیست و با کدام ابزار؟

بخش یک: ظرفیت برد چیست؟
گاهی یک تصمیم ساده در کوهستان—اینکه صعود کنیم یا نه—به اندازهی یک انتخاب جمعی سرنوشتساز است. پژوهشی تازه نشان میدهد که حتی اورانگوتانها هم هنگام انتخاب غذا تحت تأثیر حالوهوای اطرافیانشان قرار میگیرند؛ آنها پس از شنیدن صدای خنده و بازی همنوعانشان، بیشتر سراغ غذایی میرفتند که پیشتر با آن صدا همراه شده بود. اریکا کارتمیل، استاد انسانشناسی و علوم شناختی دانشگاه ایندیانا، در این باره میگوید: «وضعیت عاطفی هنگام یادگیری میتواند بر ارزشگذاری پاداشها اثر بگذارد.» در کوهنوردی هم، «حال خوب جمعی» میتواند ما را به سمت انتخابهایی سوق دهد که به تراکم بیش از حد و تخریب منجر شود. اینجاست که مفهوم «ظرفیت برد» و «حذف کردن با هم» معنا پیدا میکند: حذف حضور اضافی، حذف مسیرهای پرخطر، و حذف فشار بر ظرفیت.
اما ظرفیت برد در کوهنوردی یک عدد ثابت و خشک نیست. منظورمان حداکثر تعداد کوهنوردانی است که یک منطقه میتواند در یک زمان معین بپذیرد، بدون آنکه به محیط فیزیکی، اکوسیستم و تجربهی خود کوهنوردان آسیب غیرقابل جبرانی وارد شود. سازمان جهانی گردشگری این مفهوم را اینگونه تعریف میکند: «حداکثر تعداد افرادی که میتوانند از یک مقصد بازدید کنند، بدون آنکه موجب تخریب محیط فیزیکی، شرایط اقتصادی-اجتماعی-فرهنگی و کاهش غیرقابل قبول در کیفیت رضایت بازدیدکنندگان شوند.»

به عنوان مثال، در آلپ ظرفیت برد نه با یک قانون متمرکز، بلکه از طریق کنترل زیرساختی (رزرو اجباری پناهگاهها) و نظارت میدانی پلیس کوهستان اجرا میشود. در مونبلان، صعود تنها با رزرو پناهگاه ممکن است و «تیپ سفید» ژاندارمری (PGHM) در مسیر مستقر است تا کوهنوردان بدون رزرو یا تجهیزات کافی را بازگرداند؛ برای تور مونبلان نیز طرحی در حال اجراست که کمپینگ آزاد را ممنوع و دسترسی را به رزرو اقامت گره میزند. این نظارت در کشورهای آلپی شکلهای متفاوتی دارد: اتریش با Alpinpolizei (با اختیار قانونی بستن مناطق خطرناک)، ایتالیا با Polizia della montagna و گارد مالی، سوئیس با واحدهای کانتونی، و فرانسه با ژاندارمری تخصصی. نکتهی مهم این است که در آلپ، «حذف کردن با هم» یک شعار نیست، بلکه قانونی است که مجری میدانی دارد—همان حلقهای که در مدیریت ظرفیت برد مناطق ایرانی مانند علمکوه هنوز به طور کامل پر نشده است.
بخش دو: متولی ظرفیت برد کیست؟
در ایران، مسئولیت ظرفیت برد یک زنجیره است، نه یک نهاد واحد. فدراسیون کوهنوردی بهعنوان متولی ملی، سیاستگذار و ناظر است. هیئتهای استانی مجری این سیاستها در سطح استان هستند و نظارت بر دورههای آموزشی و باشگاهها را بر عهده دارند. باشگاهها بازوی اجرایی و آموزشی فدراسیوناند و بخش عمده آموزش و تربیت کوهنوردان از طریق آنها انجام میشود. اما در نهایت، خود کوهنورد است که با تصمیم لحظهای خود—صعود یا عدم صعود در شرایط پرتراکم—ظرفیت برد را در عمل محقق میکند؛ بدون این انتخاب فردی، هیچ سامانه و تقویمی کارساز نیست.

بخش سه: ابزارها و اقدامهای فعلی
ابزارها و اقدامهای عملی برای مدیریت ظرفیت برد در کوهستانهای ایران را میتوان در چند دسته کلی خلاصه کرد:
۱. ثبت و هماهنگی پیش از صعود: تیمها موظفاند پیش از اجرای برنامه، مشخصات کامل صعود (زمانبندی، تعداد نفرات، سرپرست و مسئول فنی) را بهصورت مکتوب به مراجع ذیربط ارسال کنند و هماهنگی لازم را با هیئت استان مقصد و استان مبدأ انجام دهند. مسئولیت رعایت ضوابط بر عهده سرپرست و مسئول فنی برنامه است.
۲. مراجعه به قرارگاههای محلی پیش از ورود: تیمها پیش از ورود به منطقه باید به قرارگاه مرکزی محل مراجعه و هماهنگیهای نهایی را انجام دهند.
۳. سامانه ثبت و صدور مجوز حضور: ایجاد سامانهای متمرکز برای ثبت و صدور مجوز حضور در منطقه، که امکان کنترل تعداد کوهنوردان در بازههای زمانی حساس را فراهم میکند.
۴. تقویم صعودهای منطقهای: تدوین تقویم صعود بهمنظور توزیع حضور کوهنوردان در فصلهای مختلف و جلوگیری از تراکم در بازههای پرتردد.
۵. طرحهای زیستمحیطی مشارکتی: طرحهایی با همکاری نهادهای محیطزیست و منابع طبیعی که محوریت آنها ظرفیت برد، ساماندهی حضور، کاهش زباله و آموزش رفتار مسئولانه در کوهستان است.
۶. محدودیت حضور بر اساس تأیید صلاحیت: فقط کوهنوردانی مجاز به حضور در منطقه هستند که فعالیت حرفهای آنها از طریق مراجع مربوطه تأیید شده باشد؛ این محدودیت شامل کوهنوردان خارجی نیز میشود.
۷. الزامات فنی برای مسیرهای خاص: برای مسیرهای فنی و پرخطر، بخشنامههای جداگانهای ابلاغ میشود که رعایت کامل آنها برای همه تیمها الزامی است.
این مجموعه نشان میدهد که ابزارهای ایران بیشتر از جنس هماهنگی اداری و ثبت پیش از صعود هستند و هنوز به مرحلهی «کنترل ظرفیت از طریق زیرساخت» (
مانند مدل پناهگاههای آلپ) نرسیدهاند.

بخش چهار: پیشنهادها
در ادامه، پیشنهادهای عملی برای تقویت ظرفیت برد در کوهستانهای ایران ارائه میشود؛ پیشنهادهایی که بیشتر بر تکمیل حلقههای اجرایی و فرهنگی تمرکز دارند تا صرفاً افزودن قوانین جدید.
۱. تکمیل زنجیره متولیان: فدراسیون بهعنوان سیاستگذار، هیئتهای استانی بهعنوان مجری، باشگاهها بهعنوان بازوی آموزشی و خود کوهنورد بهعنوان تصمیمگیرنده نهایی، باید در یک سامانه واحد به هم متصل شوند تا مسئولیتها شفاف و قابل پیگیری باشد.
۲. حرکت از «ثبت اداری» به «کنترل زیرساختی»: تجربه آلپ نشان میدهد که مؤثرترین ابزار، کنترل ظرفیت اقامتگاهها و پناهگاههاست. پیشنهاد میشود ظرفیت پناهگاهها و کمپهای مجاز به سامانه رزرو متصل شود تا دسترسی بدون رزرو عملاً ممکن نباشد.
۳. اجرای آزمایشی تقویم صعود در یک منطقه پرتردد: بهجای اجرای سراسری، تقویم صعود ابتدا در یک منطقه پرتردد بهصورت پایلوت اجرا و نتایج آن پایش شود؛ سپس به سایر مناطق تعمیم یابد.
۴. تقویت نقش آموزشی باشگاهها: باشگاهها میتوانند «فرهنگ حذف کردن با هم» را در دورههای آموزشی بگنجانند؛ یعنی آموزش اینکه گاهی مسئولانهترین تصمیم، صعود نکردن است.
۵. پایش مستمر و شفافسازی دادهها: انتشار دورهای آمار ظرفیت برد، تراکم و تخریب در مناطق حساس، هم فشار اجتماعی برای رعایت و هم مبنای تصمیمگیری علمی فراهم میکند.
۶. همکاری بیننهادی نهادینه: هماهنگی میان فدراسیون، محیطزیست، منابع طبیعی و نهادهای محلی باید از حالت موردی به یک سازوکار دائمی تبدیل شود تا طرحهایی مانند کوهنورد سبز پایدار بمانند.

جمعبندی
ظرفیت برد یک عدد ثابت نیست؛ تابعی از زیرساخت، مدیریت و تصمیم جمعی است. ایران ابزارهای اولیه را دارد، اما حلقه گمشده، اتصال این ابزارها به یک زنجیره اجرایی منسجم و یک فرهنگ جمعی است؛ همان چیزی که در آلپ با ترکیب رزرو اجباری و نظارت میدانی محقق شده است. «حذف کردن با هم» تنها زمانی معنا پیدا میکند که هر حلقه از این زنجیره—از فدراسیون تا خود کوهنورد—مسئولیت خود را بپذیرد.

نیما جهانبانیان
کارشناس محیط زیست – مدرس